محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4479

تاريخ الطبرى ( فارسي )

را پذيرفتند و آنچه را كه از پرداختهاى شيعه به نزدشان فراهم آمده بود با خمس اموال خويش به دو تسليم كردند . در اين سال عبد العزيز بن عمر بن عبد العزيز كه از جانب مروان عامل مدينه و مكه و طايف بود سالار حج شد . اين را از ابو معشر روايت كرده‌اند ، واقدى و ديگران نيز چنين گفته‌اند . در اين سال ، عامل عراق نضر بن حرشى بود و كار وى و عبد الله بن عمر و ضحاك حرورى چنان بود كه از پيش ياد كردم . نصر بن سيار در خراسان بود و آنجا كسانى بودند كه در كار ولايتدارى با وى منازعه مىكردند چون كرمانى و حارث بن سريج . پس از آن سال صد و بيست و هشتم در آمد . از جمله حوادث اين سال آن بود كه حارث بن سريج در خراسان كشته شد . سخن از خبر كشته شدن حارث بن سريج و سبب آن پيش از اين از نامهء يزيد بن وليد به حارث بن سريج كه او را امان داده بود و برون شدن وى از ولايت تركان و رفتنش به نزد نصر بن سيار و رفتار نصر با وى و اينكه كسانى اجابت وى كردند و به دورش فراهم آمدند سخن آورده‌ايم . على بن محمد گويد : وقتى ابن هبيره ولايتدار عراق شد فرمان نصر را نوشت و فرستاد و او با مروان بيعت كرد . حارث بن سريج گفت : « يزيد بن وليد مرا امان داده اما مروان امان يزيد را تأييد نمىكند و از او ايمن نيستم » و كسان را به بيعت خواند و ابو السليل مروان را دشنام گفت . گويد : وقتى حارث به بيعت خواند ، سلم بن احوز و خالد بن هزيم و قطن